تبلیغات
پسر تنها - نان و نمک

نان و نمک

نویسنده : پسر تنها یکشنبه 24 دی 1391 01:50 ب.ظ  •   

به حرمت نان و نمکی که با هم خوردیم

نان را تو ببر


که راهت بلند است و طاقتت کوتاه


نمک را بگذار برای من


که می خواهم این زخم همیشه تازه بماند



آخرین ویرایش: - -

یکشنبه 26 شهریور 1396 04:06 ق.ظ
Hi there i am kavin, its my first time to commenting anywhere, when i read
this piece of writing i thought i could also make comment due to this good paragraph.
شنبه 18 شهریور 1396 05:14 ق.ظ
I think this is among the most vital information for me.
And i am glad reading your article. But should remark on some general
things, The site style is wonderful, the articles is really excellent : D.
Good job, cheers
چهارشنبه 18 مرداد 1396 02:08 ب.ظ
Inspiring quest there. What occurred after? Thanks!
جمعه 2 فروردین 1392 03:27 ب.ظ
che veblage khoshmeli
سه شنبه 8 اسفند 1391 09:11 ب.ظ
ساكت كه میمانی میگذارند به حساب جواب نداشتنت، عمراً بفهمند در خود میشكنی تا حرمت ها را نگه داری...
سه شنبه 3 بهمن 1391 10:05 ب.ظ
جالب و ارزشمند بود
شنبه 30 دی 1391 01:18 ب.ظ
بدلیل نوشتن های قشنگت محکوم به لینک شدی:)
پنجشنبه 28 دی 1391 10:55 ق.ظ
یک نفر امد قرارم را گرفت / برگ و بار و شاخسارم را گرفت
چهار فصل من بهار بود ، حیف / باد پائیزی بهارم را گرفت
اعتباری داشتم در پیش عشق / با نگاهی ، اعتبارم را گرفت
عشق یا چیزی شبیه عشق بود / آمد و دار و ندارم را گرفت
دوشنبه 25 دی 1391 08:39 ب.ظ
salam. mersi k behem sar zadi.
neveshte hat kheili dardnake
یکشنبه 24 دی 1391 10:44 ب.ظ
بعضی هابرای مرگ دنبال بهانه میگردند.....

من گاهی برای زندگی هم بی بهانه میشوم!
یکشنبه 24 دی 1391 07:26 ب.ظ
مردم کشور من ،

با نفرت بیشتری به صحنه ی بوسیدن دو عاشق نگاه میکنند

تا صحنه ی اعدام ...

با چنین مردمی زندگی دردناک است !!!

یکشنبه 24 دی 1391 05:39 ب.ظ
از حساب و کتاب بازار عشق هیچگاه سر در نیاوردم

و هنوز نمی دانم چگونه می شود هربار که تو بی دلیل ترکم می کنی

من بدهکارت می شوم .
یکشنبه 24 دی 1391 05:38 ب.ظ
اونیــ کهـ گریهـ میکنهـ 1 درد دارهـ

اونیـ کهـ میخندهـ 1000 تا

اونیـ کهـ میخندونهـ ...
یکشنبه 24 دی 1391 05:29 ب.ظ
من اینجام ... با توام همینجا نزدیک تو ... نزدیکتر از فاصله دراز کردن دستانت چشمانت را باز کن .... من میمانم ...
یکشنبه 24 دی 1391 01:40 ب.ظ
apamnmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmm
یکشنبه 24 دی 1391 01:33 ب.ظ
وبلاگ زیبایی دارید

+++

سپاس که به من سر زدید .
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر