تبلیغات
پسر تنها - رَفتـــ ـــ ــ ـ

رَفتـــ ـــ ــ ـ

نویسنده : پسر تنها چهارشنبه 7 فروردین 1392 11:01 ب.ظ  •   

هیــــچ نبَـــود . . .

آدمــش کــردم . . .

بـــاتعــریــف هــاَے من شَخصـیت پیـدا ڪَـــرد

زیـــاد از خـوبــے هــاے نـَداشـــتــﮧ اش بــَـرایــش گــُفـــتم

بـــاور ڪَـــرد و مــَـرا ڪُــوچَڪ دیـد و َ

رَفتـــ ـــ ــ ـ


آخرین ویرایش: - -

دوشنبه 30 مرداد 1396 01:19 ب.ظ
Hello there! This blog post could not be written any
better! Reading through this post reminds me of my previous roommate!
He constantly kept talking about this. I will send this post
to him. Fairly certain he's going to have a good read.
Thanks for sharing!
دوشنبه 16 مرداد 1396 03:06 ق.ظ
Hi there, just became aware of your blog through Google, and found that it
is really informative. I am gonna watch out for brussels.
I will be grateful if you continue this in future. Many people will be
benefited from your writing. Cheers!
شنبه 14 مرداد 1396 09:46 ق.ظ
magnificent issues altogether, you simply gained a logo new reader.
What would you recommend about your submit that you just made some days ago?

Any positive?
شنبه 7 مرداد 1396 01:45 ق.ظ
Incredible points. Great arguments. Keep up the amazing
work.
جمعه 25 فروردین 1396 07:19 ق.ظ
Ahaa, its good dialogue about this post here at this website,
I have read all that, so now me also commenting here.
جمعه 11 فروردین 1396 07:25 ب.ظ
Paragraph writing is also a fun, if you be acquainted with then you can write otherwise it is complex to write.
یکشنبه 15 اردیبهشت 1392 08:00 ب.ظ
چه جای ماه ، كه حتی شعاع فانوسی درین سیاهی جاوید كورسو نزند به جز قدمهای عابران ملول صدای پای كسی سكوت مرتعش شهر را نمی شكند به هیچ كوی و گذر صدای خنده مستانه ای نمی پیچد كجا رها كنم این بار غم كه بر دوشاست ؟ چرا میكده آفتاب خاموش است !
جمعه 30 فروردین 1392 02:28 ب.ظ
بعضیا رو باید یهو از زندگیت حذف کنی

مثل کندن چسب زخم

" ( ̲̅:̲̅:̲̅:̲̅[̲̅ ̲̅]̲̅:̲̅:̲̅:̲̅) "

از رو پوست

که یهو میکنیش و خلاص میشى . . .
چهارشنبه 28 فروردین 1392 04:28 ب.ظ
.
اَگــــَر میدآنی دَر دُنیـآ کــَسی هست که بـآ دیدَنــَش…
رَنگ رُخســآرَت تغیـــیر میکنــَد،
و صــِدای قــَلبـَت اَبرویــَت رابه تــآراج میبــَرد،
مــهـم نیــست که او مـآل تــو بــآشــَد…
مــهــِم این است که فـــَقــَط بــــآشـَد،
زِندگی کــُند،
لــِذَت ببرَد…
و نــَفــَس بـــکشـد
یکشنبه 25 فروردین 1392 12:52 ب.ظ
این بدترین حالتشه
و خیلی هم اتفاق میوفته همیشه کسایی که هیچی نیستن و هیچی نداشتن وقتی بیشتر از داشته های همیشگیشون بهشون بدی زیاد پر میشن و یهو می ترکن و بوی گندشون دنیا رو بر میداره
پسر تنها
Daghighan movafegham :x
شنبه 24 فروردین 1392 03:16 ب.ظ
سلام به دلایل شخصی مجبور به تغییر آدرس وبلاگ شدم لطفا در لینک ها وبلاگ منو درست کنید آدرس قبلی www.yareshgh1391.blogfa.com
یکشنبه 18 فروردین 1392 11:54 ق.ظ
بی "تو"
‏ حتی
باران
هم...
بوی تشنكی می دهد...
یکشنبه 18 فروردین 1392 11:50 ق.ظ
خیلی زیبا بودمرسی
شنبه 17 فروردین 1392 09:22 ب.ظ
برای خودت زندگی کن
کسی‌ که ترا دوست داشته باشـــــــــــــد
با تو میمانــــــــــــــد
برای داشتنت می‌جنگــــــــــــــــد
اما اگر دوست نداشته باشــــــــــــــــــــد
به هر بهانه‌‌ای میـــــــــــــــــــرود
شنبه 17 فروردین 1392 09:21 ب.ظ
مابدهكاریم...
به یكدیگروبه تمام"دوستت دارم"های ناگفته ای كه،پشت دیوارغرورمان ماندوآنهارابلعیدیم تانشان دهیم كه منطقی هسیم
شنبه 17 فروردین 1392 08:32 ب.ظ
سلام،قشنگ بود،مرسی
شنبه 17 فروردین 1392 06:12 ب.ظ
یکی از همین روزها
باید خدا را صدا بزنم
یک میز دو نفره
دو صندلی
یکی من
یکی خدا
حرف نمیزنم
نگاهم کافیست
میدانم
سرش را پایین می اندازد و برایم اشک می ریزد
شنبه 17 فروردین 1392 04:33 ب.ظ
سلام بچه ها كسی از صاحب اینجا خبری نداره ؟؟؟ :(
شنبه 17 فروردین 1392 01:16 ب.ظ
گفت: حالت را نمی پرسم چون می دانم خوبی، ...

عکس هایت همه با لبخندند !! ...
.
.
.
.
.
.
.
.
نمی دانست عکاس که می گوید سیب،

من یاد حماقت آدم و حوا می افتم ...

جمعه 16 فروردین 1392 10:08 ب.ظ
کدامین چشمه سمی شد که آب ازآب میترسد
که حتی ذهن ماهیگیرازقلاب میترسد
گرفته دامن شب را غباری آنچنان بر هم
که اشک از چشم،چشم از پلک و پلک از خواب میترسد.
جمعه 16 فروردین 1392 04:08 ب.ظ
آپم بیای خوش حال می شم...
جمعه 16 فروردین 1392 12:03 ب.ظ
دلم چه کودکانه بهانه تو را میگیرد

اما تو بزرگانه به دل نگیر....

فقط بگو: کودک است دیگر....

نمیفهمد......
پنجشنبه 15 فروردین 1392 05:59 ب.ظ
کافه چی..کنیاک بیاور سر میزم..

با همان سیگار همیشگی..می خواهم "خاطره"

دود کنم و "درد" بکشم..

کافه چی هر چه سرم آمد سر میزم نیا...


تنها اگر "خاکستر" شدم مرا از روی زمین پاک کن

و وجودم را توی پاکت سیگاری بریز و

بگذار روی میزت تا هر رهگذری رد شد

مرا ببیند..فقط روی پاکت بنویس..

"عاشق بود..
پنجشنبه 15 فروردین 1392 01:44 ب.ظ
زنـدگــی انـگــار
تـمــام ِ صـبــرش را بـخـشـیـده اسـت بـه مـن !!
هـرچــه مـن صـبــوری میکـنـم
او بــا بـی صـبـری ِ تـمــام
هـول میزنــد
بـــرای ضـربــه بـعــد …. !
کـمـی خـسـتــگـی در کــن ، لـعـنـتـــی …
خـیــالـت راحـت !!….
خـسـتـگــی ِ مــن
بـه ایـن زودی هــا دَر نـمـی شـود
چهارشنبه 14 فروردین 1392 02:35 ب.ظ
اینجا ایران است...
و ای دهقان تو در گذشته ی این کشور میزیسته ای...گذشته ای ک مایه ی افتخار و بالندگی است...
1روز در این عصر مدرن بیا و ببین چ های و هویی برپاست...
سه شنبه 13 فروردین 1392 12:25 ق.ظ
چشامو میبنـــدم ، حس ام رو زیر زبونم مزه مزه میکـــنم و ...

راهی میشم توی کوچه های خاطرات

توی هر کوچه که قدم میزارم ، یاد یکی از خاطره هام میافتم

آروم آروم قدمهامو بر میدارم تا مرورشون کنم

اگه این خاطرات نبود

همین نفسی که به زور بالا میاد ، دیگه بهونه ایی نداشت واسه بالا اومدن
دوشنبه 12 فروردین 1392 08:09 ب.ظ
نه از سرم می افتی
نه از چشمم
کجای دلم نشسته ای
که جایت این قدر امن است ؟
دوشنبه 12 فروردین 1392 03:51 ب.ظ
سلام ممنون از اینکه اومدید و نظر دادید
دوشنبه 12 فروردین 1392 11:09 ق.ظ
سلام عزیزم...
وبلاگ خوبی داری...
دوست داشتی به منم سر بزن...
من شمارو با عنوان وبت لینک کردم....
دوشنبه 12 فروردین 1392 10:36 ق.ظ
قهوه یا کاکائو ؟
فرقی نمی کند !
تو کافئین خالصی …
حتی خیالت ،
خواب را از سرم می پراند
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

نمایش نظرات 1 تا 30